جهان ملک خاتون
از مجموعه: رباعیات
از روی چو خورشید تو مهجور شدم
وز باده هجران تو مخمور شدم
فریاد دلم رس ای طبیب از سر لطف
کز درد فراق دوست رنجور شدم