خواجوی کرمانی
از مجموعه: رباعیات
دل در پی آن یار پسندیده برفت
جان با دل پر خون جفا دیده برفت
اشکم که روان گشت وز پیشم بدوید
تا من مژه بر هم زدم از دیده برفت