مهستی گنجوی
از مجموعه: رباعیات «نسخهٔ دوم»
آن بت که رخش رشک گل یاسمن است
وز غمزه شوخ فتنه مرد و زن است
دیدم به رهش لطیف چون آب روان
آن آب روان هنوز در چشم من است