شمارهٔ ۲۸۵
واقف لاهوری
از مجموعه: غزلیات ناتمام
زان لب سخنی شنفتهام من
امروز چو گل شگفتهام من
از حسرت چشم سرمه ناکت
در خاک سیاه خفتهام من
دانی دلم از چه غبار است
بسیار به آه رفتهام من
دل را ز تطاول زمانه
در زلف کسی نهفتهام من
واقف لاهوری
از مجموعه: غزلیات ناتمام
زان لب سخنی شنفتهام من
امروز چو گل شگفتهام من
از حسرت چشم سرمه ناکت
در خاک سیاه خفتهام من
دانی دلم از چه غبار است
بسیار به آه رفتهام من
دل را ز تطاول زمانه
در زلف کسی نهفتهام من