شمارهٔ ۳۰۷
واقف لاهوری
از مجموعه: غزلیات ناتمام
تا شدم لای خوار میخانه
رستم از بند رطل و پیمانه
سوخت از گرمی زبانی شمع
رحم میآیدم به پروانه
دید در خواب حسن یوسف را
شد زلیخا به عشق افسانه
در غریبی چه میتوانم کرد
غیر ازین گریهٔ غریبانه
واقف لاهوری
از مجموعه: غزلیات ناتمام
تا شدم لای خوار میخانه
رستم از بند رطل و پیمانه
سوخت از گرمی زبانی شمع
رحم میآیدم به پروانه
دید در خواب حسن یوسف را
شد زلیخا به عشق افسانه
در غریبی چه میتوانم کرد
غیر ازین گریهٔ غریبانه