خاقانی شروانی
از مجموعه: قطعات
گر از غم خلاصی طلب کردمی
هم از نای نوشی سبب کردمی
مرا غم ندیمی است خاص ارنه من
چو عامان به نوعی طرب کردمی
اگر غم طلاق از دلم بستدی
نکاح بنات العنب کردمی
گرم دست رفتی لگام ادب
بر این ابلق روز و شب کردمی
وگر کردهٔ چرخ بشمردمی
شمارش سوی دست چپ کردمی
کلید زبان گر نبودی وبال
کی از خامشی قفل لب کردمی
بری خوردمی آخر از دست کشت
اگر نه ز مومی رطب کردمی
مگر فضل من ناقص است ارنه من
بر او تکیهگاهی عجب کردمی
ادب داشتم دولتم بر نداشت
ادب کاشکی کم طلب کردمی
عصای کلیم ار به دستم بُدی
به چوبش ادب را ادب کردمی
اگر در هنرها هنر دیدمی
به خاقانی آن را نسب کردمی