عطار نیشابوری
از مجموعه: باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان
دل خون شد و سررشتهٔ این راز نیافت
جز غصه ز انجام وز آغاز نیافت
مرغ دل من ز آشیان دور افتاد
ای بس که طپید و آشیان باز نیافت