عطار نیشابوری
از مجموعه: باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان
بیچاره دلم که راحت جان میجست
جمعیت ازان زلف پریشان میجست
در تاریکی زلف تو فانی گشت
کز تاریکی چشمهٔ حیوان میجست