عطار نیشابوری
از مجموعه: باب چهاردهم: در ذَمّ دنیا و شكایت از روزگار غدّار
هر روز درین دایره سرگشتهترم
چون دایرهای بمانده بی پا و سرم
و امروز چنان شدم که آبی نخورم
تا هم چندان خون نچکد از جگرم