شمارهٔ ۳ - نوحهای دیگر
صامت بروجردی
از مجموعه: کتاب نوحههای سینه زنی (به اقسام مختلفه و لحنهای متنوع و مخصوصه)
جانِ بابا، تشنگی زد شعله بر جان، العطش
ای پدر جان، العطش
تشنهکامی کرده حالم را پریشان، العطش
ای پدر جان العطش، شاهِ خوبان العطش
یک مسلمان نیست تا آبی رساند بر لبم
اندرین تاب و تبم
شد زمینِ کوفه گویا کافرستان، العطش
ای پدر جان العطش، شاهِ خوبان العطش
گر گلویِ خشکِ خود را تر کنم ز آبِ دهان
در جدالِ کوفیان
دادِ مردی را دهم با تیغِ بُران، العطش
ای پدر جان العطش، شاهِ خوبان العطش
ما مگر اندر دیارِ کوفه مهمان نیستیم؟
یا مسلمان نیستیم؟
الامان زین کوفیانِ سستپیمان، العطش
ای پدر جان العطش، شاهِ خوبان العطش
کار را بر آلِ پیغمبر ز هر سو کرده تنگ
ای سپاهِ دلچوسنگ!
آب کِی بسته کسی بر رویِ مهمان؟ العطش
ای پدر جان العطش، شاهِ خوبان العطش
تشنگی دست و دلم را گر نیندازد ز کار
چون علی با ذوالفقار
سازم اندر جنگ کاخِ کفر، ویران العطش
ای پدر جان العطش، شاهِ خوبان العطش
در حرم دارد سکینه چشم اندر راهِ آب
ای شهِ عالیجناب!
چون کنم با خواهرِ بیتابِ گریان؟ العطش
ای پدر جان العطش، شاهِ خوبان العطش
ای پدر برگو به لیلایِ ستمکش مادرم
مادرِ غمپرورم
شد ذبیحت در منا لبتشنه قربان، العطش
ای پدر جان العطش، شاهِ خوبان العطش
چشمهچشمه جویِ خون از چشمههایِ جوشنم
گشته جاری از تنم
از دمِ شمشیر و تیر و تیغ و پیکان، العطش
ای پدر جان العطش، شاهِ خوبان العطش
ای خلیلِ کربلا! از آتشِ ظلمِ یزید
ای شهنشاهِ شهید!
سوخت بر حالِ دلت گبر و مسلمان، العطش
ای پدر جان العطش، شاهِ خوبان العطش
میکند «صامت» عزاداری برایت روز و شب
ای امامِ تشنهلب!
تا شفیعِ وی شوی در نزدِ یزدان، العطش
ای پدر جان العطش، شاهِ خوبان العطش