اوحدالدین کرمانی
از مجموعه: الباب الثامن: فی الخصال المذمومة و ما یتولد منها
تا گوش دلت به غفلت است آکنده
دل را تو مپندار که گردد زنده
شرمت ناید از آنک از خون تو بود
سلطان باشد تو را تو او را بنده