اوحدالدین کرمانی
از مجموعه: الباب التاسع: فی السفر و الوداع
جز دُرد سفر دلم نمی آشامد
دل را دگر آبی به جهان باز آمد
گویند به هر جا که رسم زآمد و شد
کان «اوحد» سودا زده ام باز آمد