اوحدالدین کرمانی
از مجموعه: الباب التاسع: فی السفر و الوداع
بیگانهٔ جان شد دل و خویش غم تو
قربان دل من است کیش غم تو
سلطان جهان پیش غمت مسکین است
مسکینان را چه قدر پیش غم تو