اوحدالدین کرمانی
از مجموعه: الفصل الثانی - فی الاقاویل المختلفة خدمة السلطان
دانی که چرا سیاه گشت آن رخسار
من باز نمایم سبب آن هشدار
او زآتش رخسار دلم را می سوخت
دود دل من درو رسید آخر کار