شمارهٔ ۹۲ - به شاهد لغت افراشته، بمعنی بلند کرده و انباشته
لبیبی
از مجموعه: ابیات پراکنده در لغت نامه اسدی و مجمع الفرس سروری و فرهنگ جهانگیری و رشیدی
دل از حرص و از کینه انباشته
سر کبر بر چرخ افراشته
لبیبی
از مجموعه: ابیات پراکنده در لغت نامه اسدی و مجمع الفرس سروری و فرهنگ جهانگیری و رشیدی
دل از حرص و از کینه انباشته
سر کبر بر چرخ افراشته