شمارهٔ ۱۰۴ - به شاهد لغت مستی بمعنی گله کردن
لبیبی
از مجموعه: ابیات پراکنده در لغت نامه اسدی و مجمع الفرس سروری و فرهنگ جهانگیری و رشیدی
باده خور و مستی کن مستی چه کنی از غم
دانی که به از مستی صد راه یکی مستی
لبیبی
از مجموعه: ابیات پراکنده در لغت نامه اسدی و مجمع الفرس سروری و فرهنگ جهانگیری و رشیدی
باده خور و مستی کن مستی چه کنی از غم
دانی که به از مستی صد راه یکی مستی