سام میرزا صفوی
از مجموعه: صحیفهٔ دوم - در ذکر علماء
عالم کامل و شاعر فاضل است اکثر علوم خصوصا کلام و فقه را ورزیده در بحث علمی و فصاحت بی نظیر زمان و در شعر و انشاء یگانه دوران اما بسیار بی طالع افتاده و گوئیا فلک کجرفتار ناسازگار غیر از این کاری ندارد که عاقل از او در رنج باشد و جاهل صاحب گنج و این رباعی مشارالیه در اینجا مناسب حال است .
تا دور فلک گرد زمین خواهد بود
با اهل دلش هماره کین خواهد بود
با شیوه ی بیداد قرین خواهد بود
تا بود چنان بود و چنین خواهد بود
مولدش اگر چه استراباد است اما مدتی در کاشان متوطن گشته اکثر اوقات در کاشانه خود بافاده ی علوم دینی و نشر معارف یقینی اشتغال میفرمود و در آن اثنی گاهی فکر شعر نیز میفرمودند از اقسام شعر بقصیده گوئی میل نموده در توحید و نعت و منقبت می سفت این ابیات از آن جمله است
خطی است بر کتابه این دیر دیر پا
کآسوده زیست هر که رضا داد با قضا
مرا غمی است از این روزگار سفله نواز
که شرح شمه ی آن قصه ایست دور و دراز
اعجاز عشق بین که چراغ دلم نمرد
هر چند تند باد غمت رو بر آن نهاد
این ابیات نیز از اعجاز غزلیات اوست :
نی از عدم غم دل نی از وجود ما را
عشق تو ساخت فارغ از هر چه بود ما را
بناله بود دل از دود آه پر شرر من
که در گرفت بیکبار آتش جگر من
گذشت سایه ام از سر دریغ کآن سیلاب
نبرد سایه بخت سیاه راز سر من
از ساقی نامه اش این چند بیت ثبت افتاد :
خوشا حال مستی که منصور وار
میسر شدش مستی پایدار
ز جامی که ساقی هستیش داد
نه از دست رفت و نه از پا فتاد
در شهور اثنی و خمسین و تسعمایه در جوار فی مقصد صدق عند ملک مقتدر ساکن گشته در کاشان مدفون شد .